قریحه شعری علّامه طباطبایی
علّامۀ استاد، داراى روحی لطیف، ذوقی عالى و لطافتی خاصّ بودند.
در اَشعار عرب، به شعرهاى ابن فارض بهخصوص به «نظمُ السُّلوك» آن كه معروف به تائیه کبرى است، علاقهمند بودند. و در اشعار فارسى، «دیوان خواجه حافظ شیرازى» را مىستودند. و از اشعار عرفانىِ فارسى و عربى، گهگاهى براى دوستان غزلى آرام آرام مىخواندند.
علّامه داراى قریحه شعر بوده و غزلهاى عرفانى آبدار كه توأم با وَجد و حال و سراسر عشق و اشتیاق است، مىسرودهاند. و ما براى نمونه، یك غزل از آن را در اینجا مىآوریم:
مِهر خوبان، دل و دین از همه بىپروا برد *** رُخ شَطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سرِ خود مجنون گشت *** از سَمَک تا به سِماکش کشش لیلى برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه *** ذرّهاى بودم و مِهر تو مرا بالا برد
من خَسى بىسر و پایم که به سیل افتادم *** او که میرفت مرا هم به دل دریا برد